آخرین خبرها
خانه / اخبار / معرفی مراسم دالاشماق (بردن عروس به خانه بخت )که در جشنواره لباس های محلی شیراز انجام شد

معرفی مراسم دالاشماق (بردن عروس به خانه بخت )که در جشنواره لباس های محلی شیراز انجام شد

 

توضیحی درباره مراسم دالاشماق (کشمکش و دعوای ساختگی بین طرف عروس و داماد) که در جشنواره لباس های محلی و شناخت اداب و رسوم  که در شیراز انجام گرفت توسط فرشته مهماندوست

526583_861


یکی از مراحل مراسم عروسی ترکمن ها که بعد از مراسم پذیرایی و رخصت ریش سفیدها، نوبت به عروس کشان یا دالاشماق می رسد تا عروس را به خانه ی داماد منتقل کنند. در این مراسم، یکی از زن های طرف داماد – که معمولا زن برادر اوست- به جانب عروس می رود، در حالی که یک قواره چاشو (نوعی روسری مخصوص قرمز رنگ که عروس باید قبل از سوار شدن به ماشین آن را بر سر بگذارد) ، چادر شب ابریشمین یا قرمز دؤن ، پوششی ابریشمین و مجلل به دست دارد.  در این هنگام مجادله ای لفظی و مصلحتی بین او و یکی از زنان طرف عروس در می گیرد، بدین ترتیب:
زن طرف داماد: آمدیم که عروس را ببریم.
زن طرف عروس: نمی گذاریم، نمی گذاریم.

در این موقع یکی از زنان طرف داماد، خطاب به طرف عروس می خواند:
پنجارامیز آچیق دور اویمز دؤلی آشیق دور
قین گؤرماگین قوداجان قیزینگ أوزی عاشیق دور

ترجمه:
پنجره ما گشوده ایست و خانه پر از بجول (آشیق؛ کنایه از پسر بالغ).
ای قودا جان! دلخور نباش که دخترت عاشق پسر ماست. ( پس دخترت را خواهیم برد.)

زن طرف عروس با شنیدن سخن فوق کوتاه می آید و می خواند:
شیله بولثا آلارثینگ کُجه وانگه سألار ثینگ
قیثغه بؤلدی دیلیمز آلداگیت گین قوداجان

ترجمه:
اگر چنین است – که می گویید- البته دختر را خواهید گرفت و در کجه وه خواهید گذاشت. زبان ما کوتاه است قودا جان! دختر را بگیر و با خود ببر.
(قودا: اصطلاحی که خانواده عروس و داماد خطاب به هم می گویند).
در نتیجه، این مجادله ی ساختگی نیز مثل مراسم دیگر با شادی و هلهله به پایان می رسد پس از آن طرف داماد چاشو یا دون را بر سر عروس خانم می اندازد که نشانه ی پیروزی بر طرف عروس است. و به مادر عروس می گوید:
قودا جان! اکنون وقت آن است که با دخترت خداحافظی کنی و مادر رو به دخترش می گوید:
دخترم خداحافظ، خوشبخت باشی، قدمت در خانه ی جدید مبارک.
بعد از خداحافظی مادر با دختر، نزدیکترین زن به عروس – که معمولا خواهر یا زن برادر اوست – راه را بر زنان طرف داماد می بندد و می گوید: خلعت من کو؟
و با گرفتن هدیه ای – که معمولا یک قواره پارچه ی پیراهنی است – اجازه ی خروج می دهد، اما در مقابل کجه وه، یکی از برادران عروس منتظر است، او نیز با گرفتن هدیه ای (امروزه مبلغی در حدود ۱۰ تا ۵۰ هزار تومان است) و معمولا به وسیله ی برادر داماد یا یکی از دوستان او پرداخت می شود، اجازه می دهد که کجه وه و کاروان همراه آن، بی هیچ مانعی حرکت کند. این صحنه ی کشمکش بر سر میزان پولی که باد پرداخت شود نیز بسیار تماشایی است. پس از آن، کجه وه آماده ی حرکت می شود. تا به خانه ی داماد برود.

منبع: کتاب نگاهی به فرهنگ مادی و معنوی ترکمن ها
تالیف: گنبد دردی اعظمی راد

جوابی بنویسید

ایمیل شما نشر نخواهد شد.خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


+ 4 = 11

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>